مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
با صد هـزار دیـده در بحـر نـور باشم روی تو گر نـبـینم بهتر که کـور باشم عـمری اگر بمـانـد سر بر فـراز دارم خوشتر بود که از تو یک لحظه دور باشم چشمی بده که هر سو روی تو را ببینم حالی بده که هر دم در سوز و شور باشم چشمم چو چشمۀ خون، دل پارهای ز آتش تا چند اشک ریزم، تا کی صبور باشم دردا که کورم از تو، پیش تو دورم از تو هم در فراق گریم، هم در حضور باشم آیا شود پسندی از لطف خود که چندی در خدمت سلیـمان کـمتر ز مـور باشم چشم تو کرده مستم، در عشق کافر هستم گر دل دهم به غلمان یا مست حور باشم الغوث یابن طه، عجّـل علی ظهورک تا کی در انـتـظـار روز ظـهـور بـاشم ای مهر عالمافروز تا چند بیتو هر روز در پـردههای ظلمت جویای نـور باشم من میـثـم شـمایم پـیـش شـماست جـایم بر اوج تخت شاهی یا قعـر گور باشم |